تصویر آینده ...

یکی از راههایی که غربیها برای جا انداختن فرهنگ و ایدئولوژی خود، با وسعت و به کمال مورد استفاده قرار داده ‏اند، «تصویر آینده» است و بخصوص‏ این تصویر را به شکلی داستانی و گیرا ترسیم کرده ‏اند تا با استفاده از عناصر تخیّل و هیجان و شگفتی، به خواننده و بیننده این آثار بقبولانند که آینده، آن‏ گونه خواهد بود که آنها نقش کرده ‏اند.
تصویر آینده ...

از آثار ژول ورن تا اودیسه 2000، و از داستانها صرفا تخیّلی و روزنامه ‏ای تا آثاری که ظاهرا بر اساس استدلال و منطق و علم تنظیم شده است، همگی این هدف را دنبال کرده‏ اند که نشان‏ دهند غرب سفید پوست با دسترسی به علم و تکنولوژی، به چنان پیشرفتهای‏ حیرت‏ انگیزی می‏رسد که می‏تواند به همه چیز مسلّط شود و به همه ارکان‏ عالم هستی، چنگ بیاندازد. گویی در اندیشه غربی و مخصوصا در آینده ‏نگری‏ آنها، ندای فرعونیّت(و انا ربّکم الاعلی) را همه جا می‏توان شنید. برای آنها معارضه و مبارزه با انسانها، در آینده، مسأله‏ ی حل شده است و فقط گهگاه، ممکن است یک دانشمند هوشیار امّا خبیث و معمولا هم باز غربی؛ چون‏ دانشمندان فقط مال آنهاست! باعث بعضی مزاحمتها بشود که آنهم برای‏ نمک و تنوّع داستان لازم است و بهر حال قضیّه بخوبی و خوشی ختم‏ می‏شود امّا مبارزه بشر- یعنی بشر غربی سفید پوست- در آینده، یکی با عوامل طبیعی است و دیگری با موادّ و ماشینهایی که خود ساخته است. در این بخش دوم هم، باز می‏خواهند القاء کنند که به چنان قدرت علمی‏ شگفت‏ آوری دست یافته‏ اند یا می‏یابند که مصنوعات آن می‏تواند کلّی‏ دردسر درست کند.
امّا ما، با باورهای دینی، همیشه تصورمان از آینده، معادل ظهور حضرت‏ مهدی عجّل اللّه تعالی فرجه الشّریف است که از یک سو آمیخته با قوی‏ترین‏ امیدها و پرشکوهترین انتظارهاست و از سوی دیگر در حریری از ابهام‏ پوشیده شده و نقاط غیر قابل تصوّری دارد که برای آنها تصویری نداریم.
امروز که حرکت انقلاب اسلامی، ابعاد بسیار عظیم و غیر قابل محاسبه‏ ای‏ در جهان پیدا کرده است و در عرض چند سال، انعکاس نهضت اسلامی، در سراسر دنیای اسلام و در میان تمامی مستضعفان و محرومان جهان‏ طنین‏ انداز شده و ابر قدرت پر مدّعای پر سر و صدایی مثل آمریکا، در مقابل این‏ انقلاب، اینگونه درمانده و فلج گردیده است، همه آرزوهای غیر قابل باور و تمامی باورهای رؤیایی ما، رنگ و جلوه‏ ای تازه یافته و گاهی می‏خواهیم‏ بدانیم و یا سعی می‏کنیم که با تخیّل و تصوّر، تجسّم نماییم که تصویر آینده جهان و انقلاب اسلامی، چگونه خواهد بود و اگر با همین معیارهای‏ معمول و ملموس سیاسی رایج امروز دنیا و با همین تجربه‏ هایی که تاکنون به‏ دست آورده‏ ایم بخواهیم سالهای آینده را تصویر کنیم، آن تصویر به چه شکل‏ در خواهد آمد؟
به قیاس همین چند ساله انقلاب، به روشنی می‏فهمیم که مردم جهان، با دیدن و لمس کردن و خباثت و دنائت استکبار شرق و غرب و ایادی و عوامل‏ آنها، هر گونه امید خیری از آنها را بریده ‏اند و با دیدن قدرت و عظمت انقلاب‏ اسلامی، قبول کرده‏ اند و یا امید بسته ‏اند که در صورت پایبندی به ایمان دینی‏ و حفظ وحدت، می‏توان در مقابل قدرتها و ابرقدرتها ایستاد و بلکه آنها را از پای در آورد. بزرگترین شگرد استکبار که ترساندن مردم و تحمیق آنان بوده‏ است، امروز دیگر کارایی خود را از دست داده است و طلسم این جادو و سحر، شکسته است و لذا همگان فهمیده‏ اند که این قدرتها، واقعا قدرتی نیستند و اعتبار و ارزشی ندارند. این تکان روحی،از یک سو در مردم جهان، حرکتی‏ بزرگ ایجاد کرده است و از سوی دیگر، در استکبار وحشت و ترس بیمانندی‏ را موجب شده که هر بار عکس العمل احمقانه‏ ای می‏کند و بیشتر و بیشتر، پوکی و پوچی خود را نمایش می‏دهد.
نویسنده : علیرضا یونسی